
سخن سردبیر نشریه شماره 56
معاشران گره از زلف یار باز کنید / شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید آنچه که از منابع و متون کهن برمی آید،
معاشران گره از زلف یار باز کنید / شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید آنچه که از منابع و متون کهن برمی آید،
حدوداً یک ماه پیش سفری داشتیم به نوش آباد، شهر کوچک زیبایی نزدیک کاشان؛ این شماره بهانه ایست برای به اشتراک گذاشتن آنچه دیدیم و
چند روز پیش کتابی می خواندم نوشته ی نادر ابراهیمی با نام “بار دیگر شهری که دوست می داشتم”؛ توصیفات بسیار زیبایی از شهری که
دنیا مکانی بسیار پیچیده است، کنار آمدن با تغییرات مداوم آن دشوار است. هر چه بیشتر کشف می کنیم، به نظر می رسد کمتر می
سلام به همه مخاطبین نشریه اینترنتی منظر معماری منظر به مثابه جریان اجتماعی سازمان یابی فضا، به طور همزمان انعکاس فضایی فرد و جامعه میباشد
مسافر از اتوبوس پیاده شد: “چه آسمان تمیزی!” و امتداد خیابان غربت او را برد. هنوز در سفرم … دفترچه راهنمای سفر آسیای میانه با
اکنون ماه برکات خدا و سیاحت و اکتشاف درون را پشت سر گذاردیم، ماهی که با خود ماندیم و با امید به یاری خدا آرزوهایمان
تهران، شهر چنارها … ولیعصر، خیابان خاطره ها… اکثر ما از اساتید خود قصه پایه ریزی این خیابان منظرین شهر را شنیده ایم که چگونه
ما عزاداریم… ما یعنی اعضای نشریه منظر. عزادار از دست دادن یک دوست، یک همکار. …. با مدیر مسئول نشریه تماس گرفتم که مقالات دانشگاه
طرح جامع تهران، فضاهاي عمومي را نديد… این تیتر مصاحبه ای است که بسیاری از حرفهای خود را در آن یافتم. می خواستم بنویسم که
از طرح جلد این شماره شروع می کنم: خوشحال از فتح برج، رنگ را روی سنگهای سفید خالی می کند. این پایین عده ای مشغول
به نام خدا عقیده غالب در میان ما بر آن است که جهان تنها گفت و شنود انسان و انسان یا انسان و خداست و